ترور پیامبر ۴ { فتنه و خیانت}

فصل پنجم :

فتنه و خیانت

رسول خدا (صلى الله علیه وآله) از فتنه و خیانت حذر مى کرد و مردم را نیز برحذر مى داشت . 

رسول خدا (صلى الله علیه وآله) از ارتداد مسلمانان خبر داده و پیشگویى فرموده بود : شما از سنّتهاى پیشینیان خود تبعیّت خواهید کرد ; گام به گام و چون دو گوش اسب که با هم برابر و یکسانند . . بطوریکه اگر یکى از آن گذشتگان به سوراخ سوسمارى داخل شده باشد ، شما هم داخل خواهید شد ! 

گفتند : اى رسول خدا منظور شما ( از پیشینیان ) یهود و نصارى است ؟ 

فرمود : پس چه کسى ( منظور من است ) ؟(۷۹) 

و نیز مردم را با این آیه بر حذر مى داشت : ) وَاتّقوا فتنهً لاتصیبنَّ الّذین ظلموا منکم خاصَّهً ( ـ و از فتنه اى که چون درگیرد تنها به ستمکاران شما اصابت نمى کند ، پروا کنید . ـ (۸۰) 

فاطمه سلام الله علیها نیز همین آیه کریمه را پس از غصب فدک توسط ابوبکر در برابر مردم یادآور شده و این آیه را خواند ) وما محمّدٌ الاّ رسولٌ قد خَلَت من قَبلِهِ الرّسل أَفإِن مات أو قتل إنقلبتم على أعقابکم و من ینقلب على عقبیه فلن یضرّ الله شیئاً ( و محمّد جز پیامبرى نیست که پیش از او هم پیامبرانى بوده اند ، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود به ( جاهلیّت ) باز مى گردید و هر کس بازگردد هرگز به خداوند زیانى نمى رساند .(۸۱) 

و فرمود : ننگتان باد اى بنى قیله ! آیا میراث پدرم را بربایند در حالیکه شما ببینید و بشنوید و جمعید و جمعیّت دارید ؟ !(۸۲) 

امیر مؤمنان على (علیه السلام) در زمان حیات رسول خدا (صلى الله علیه وآله) این آیه را تلاوت فرمود : ) أَفإِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ إِنْقَلَبتُمْ عَلى أَعقابِکم ( ـ آیا اگر ( پیامبر ) بمیرد یا کشته شود به ( جاهلیّت ) باز مى گردید . ـ 

سپس از سوى خود و خواصّ مؤمنین و مؤمنات فرمود : ( نه بخدا قسم ، پس از آنکه خداوند ما را هدایت فرموده به عقب باز نخواهیم گشت . بخدا قسم اگر او رحلت کند یا کشته شود آنقدر براى آنچه او جنگید ، مى جنگم تا درگذرم . بخدا قسم من برادر ، دوست ، پسر عمو و وارث پیامبرم . پس چه کسى از من به او سزاوارتر است ؟ ) .(۸۳) 

و حذیفه در گفتگویى که با عمر داشت به او گفت : من از رسول خدا (صلى الله علیه وآله)شنیدم که فرمود : 

فتنه اى که گریبانگیر شخص مى گردد در اهل و مال و همسایه اوست و کفّاره و جلوگیر آن ، نماز و روزه و صدقه است . 

عمر گفت : سؤال من از اینها نیست بلکه از فتنه اى است که چون دریا موج مى زند . 

حذیفه گفت : در برابر آن فتنه درى بسته وجود دارد . 

عمر گفت : آیا آن در گشوده یا شکسته مى شود ؟ 

حذیفه گفت : شکسته مى شود . 

عمر گفت : سزاوارتر آن است که آن در تا قیامت گشوده نشود .(۸۴) 

عملیات خیانت در طول تاریخ ، فراوان و مهیّج بوده امّا آنچه بشر از خیانت کشف کرده جز اندکى از بسیار نیست . این به آن جهت است که تبهکاران کوشیده اند تا بر جنایات خود پرده افکنده و آنها را بپوشانند . 

خداوند متعال علیه خیانت موضعى آشکار و صریح اتّخاذ فرموده و رسول او آنرا براى مردم ذکر کرده است . 

غدر و خیانت ، جزئى از فتنه است و رسول خدا فرموده است : فتنه ها چون پاره هاى شب تاریک روى آورده اند .(۸۵) 

و فرمود : هر کس فردى را بر جانش امان دهد ، سپس او را به قتل رساند پرچم خیانت در قیامت به دست او دهند . 

و فرمود : هر که مردى را امان دهد مبنى بر اینکه خون او را نخواهد ریخت سپس او را بکشد ، من از او برى و بیزار خواهم بود ; گرچه آن شخص مقتول ، کافر باشد .(۸۶) 

همچنین پیامبر (صلى الله علیه وآله) به لشگریانش در جنگها سفارش مى فرمود که : افراط نکنید و خیانت نورزید .(۸۷) 

على (علیه السلام) مى فرماید : هر خیانتکارى فاجر است و هر فاجرى کافر .(۸۸) 

و نیز همان حضرت مى فرماید : هر خیانتى ، معصیت است و هر فسق و معصیتى ، نوعى کفر است .(۸۹) 

و باز مى فرماید : براى هر خیانت پیشه، پرچمى است که روز قیامت به آن شناخته مى شود .(۹۰) 

غدر و خیانت ، ارتداد از دین و روى گردانى از حق است . مردى یهودى به على (علیه السلام) گفت : از رحلت پیامبرتان هنوز بیش از بیست و چند سال نگذشته که شمشیر در بین یکدیگر گذاشته و همدیگر را مى کشید ( یعنى از روى خیانت و ستم ) . 

امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود : امّا شما هنوز قدمهایتان از آب دریا خشک نشده بود که به موسى گفتید : ) یا موسى اجعَل لنا اِلهاً کما لَهم الههٌ ( ـ  اى موسى براى ما خدایى چون خدایان آنها قرار بده ـ .(۹۱) 

آنحضرت به مالک اشتر فرمود : بپرهیز از ریختن خون مردم ( بجز مواردى که حلال است ) زیرا هیچ چیز موجب نقمت و عذابِ بزرگتر و پیامدهاى سوءِ عظیم تر و زوال نعمتِ سریعتر و کوتاهى و قطع عمر از ریختن خون ناحق نیست ، پس پایه هاى حکومت خود را با ریختن خون حرام محکم نکن زیرا اینکار موجب تضعیف و سستى بلکه بالاتر از آن سبب از بین رفتن و انتقال حکومت تو ، به دیگرى است .(۹۲) 

انواع سمّ

سمّ : هر مادّه اى که اگر به مقدار کم به جسم جاندارى وارد گردد ، نظام آنرا مختل سازد یا آنرا از ادامه فعّالیت هاى حیاتى اش باز دارد ، سمّ نامیده مى شود . این نام دربرگیرنده انواع زیادى از مواد معدنى ، گیاهى و حیوانى است که بعضاً جامد یا مایع یا گازند . 

مثلا سمّ مارها در شبکه عصبى بدن تأثیر گذارده و موجب لخته شدن خون مى شود . . البتّه تأثیر سمّ ها بر حسب نوع و مقدار و مقاومت بدن جاندار متفاوت است و گاهى موجب بالا رفتن حرارت یا پایین آمدن فشار به مقدار زیاد مى گردد . 

بدن آدمى با موادى از قبیل سرب ، جیوه ، آهک ، تریاک(۹۳) ، گوگرد ، فسفر ، سولفات مس و اکسید آهن مسموم مى شود .(۹۴) 

اینک بعضى از انواع قدیمى سمّ که دانشمندان و متخصّصین آنها را در کتابهایشان آورده اند نام مى بریم : 

سمّ ناقع : یعنى کُشنده ، نقع نام مکانى است نزدیک مکّه در اطراف طائف .(۹۵) 

جاحظ مى گوید : چرا بعضى از سمّ ها در سلسله عصبى اثر مى گذارند و بعضى در خون ؟ و بعضى در هر دو و چرا بعضى سمّ کامل است و بعضى از لوازم سمّ است ؟(۹۶) 

سلع : گیاهى است که به آن سام هم گفته اند . عجاج مى گوید : 

پیوسته در تمام روز او را زهرهاى اسلع مى خوراند یعنى سمّ شدیدتر .(۹۷) 

عنقز : سمّ ذعاف است که مهلت نمى دهد و درجا مى کُشد .(۹۸) 

ضبح و ضباح : گیاهى است سمّى که در فارسى آنرا سعن مى نامند .(۹۹) 

هلهل یا هلاهل : سمّ کشنده اى است و هل بمعنى مار نر است(۱۰۰) و گویى این سمّ از مار نر گرفته شده است . 

ذیفان : سمّى کُشنده است .(۱۰۱) 

ذعاف : نوعى سمّ است و نام طعام مذعوف را از همین کلمه گرفته اند .(۱۰۲) 

ضریع : گیاهى است تلخ و بدبوى که آنرا شبرق ( ریز ریز ) هم گفته اند و اهل حجاز آنرا ضریع مى نامند . هنگامى که خشک شود سمّى مى گردد .(۱۰۳) 

ذراریح : نوعى سمّ است و در لسان العرب ذیل فعل ذرح آمده است . ( سمّ مگسهاى هندى ) . 

ذرحه : سم مگس هندى . مفرد ذراریح است . 

به مفرد آن ذریحه هم گفته شده است و از همین کلمه است : طعام مذروح . 

این حیوان اندکى از مگس بزرگتر و رنگارنگ با رنگهاى سرخ و سیاه مى باشد . دو بال دارد و سمّ آن کُشنده است .(۱۰۴) 

آدمى چه در گذشته و چه در عصر حاضر(۱۰۵) از مرگ به واسطه سمّ در امان نبوده و نیست و حتّى خود پزشکان و پیشوایان هم از آن در امان نمانده اند . چنانچه جالینوس حکیم هم با سمّ جان خود را از دست داد .(۱۰۶) 

آغشته و آمیختن شمشیر به سمّ : آنست که شمشیر را در سمّ مى خوابانند و هنگامى که خوب آغشته به سمّ گردید آنرا خارج کرده و تیز مى کنند .(۱۰۷) 

کتابهائى که درباره سمّ ها نوشته شده است

درباره سمّ ، کتابهاى زیادى نوشته شده است . از جمله : 

منقذ المسموم اثر جالینوس حکیم که نسخه اى خطى از آن در کتابخانه آیه الله العظمى گلپایگانى در قم وجود دارد . 

کتاب السّموم اثر جابربن حیّان موجود در خزانه تیموریه در قاهره . 

کتاب معرفه السّموم اثر ابوعلى سینا . 

و کتابى از محمّدبن زکریاى رازى درباره سموم . 

و بسیارى دیگر از دانشمندان که در این باره قلم زده اند . 

انگیزه آنان در پرداختن به این موضوع شاید به سبب تأثّرى است که از مشاهده و برخورد با کشته شدن افراد توسط سمّ به آنها دست داده است . . یعنى از مشاهده روشى که حکومتهاى گذشته آنرا به کار مى گرفتند تا مخالفین خود را نابود سازند . 

چگونه در این باره چیزى ننویسند در حالیکه موج آن جوامع مختلف را دوره اى از پس دوره دیگر در نوردیده و لرزانده است . پادشاهان نیز دانشمندان را به نگارش در اینباره تشویق و تحریک مى کردند زیرا اى بسا خودشان قربانیان این روش بوده اند . 

براستى چگونه پادشاهان ، دانشمندان و حکماء به سمّ اهمیّت ندهند حال آنکه پیامبر بشریّت حضرت محمّد یکى از قربانیان کشته شدن با سمّ است ؟ ! 

پاره اى از وقایع خیانت

در طول تاریخ ، ستمگران فراوانى دست به خیانت آلوده و حوادث بسیارى پدید آورده اند که آزار و اذیت زیادى را در شرایط گوناگون واماکن مختلف بر مردم تحمیل کرده است . 

بعضى از این کارهاى خائنانه ظاهراً موجّه و بعضى دیگر بدون توجیه صورت پذیرفته است . 

در زمان داود پیامبر (علیه السلام) مردى بر مردى دیگر ستم کرد . یعنى علیه او ادعا کرد که این مرد گاوى را از من گرفته است . مرد ستمدیده این ادعا را رد کرد . داود از مدعى خواست تا دلیلى ارائه دهد و او نتوانست دلیلى براى ادّعاى خود بیاورد . داود (علیه السلام) در خواب دید که خداوند عزّ و جل به او دستور داد تا مرد ستمدیده را بکشد . داود مردّد شد و با خود گفت : این خوابى بیش نبوده است . امّا پس از آن خداوند در بیدارى به او وحى فرمود که مرد ستمدیده را بکشد . داود (علیه السلام) او را احضار کرد و فرمود : خداوند امر فرموده تا تو را به قتل رسانم . مرد گفت : خداوند مرا به خاطر این دعوا مؤاخذه نفرموده بلکه به سبب آنکه من قبلا پدر آن مرد مدّعى را به حیله کشته ام مؤاخذه کرده است . داود وى را کُشت .(۱۰۸) 

و نیز عمرو بن جفنه پادشاه اعراب ، برادرش عثمان بن جفنه را در سرزمین شام مسموم کرد و کشت . گفته اند که لباسى آغشته به سمّ به وى پوشاند و او درگذشت .(۱۰۹) 

در سال ۳۱ هجرى ، یزدگرد پادشاه ایران که از برابر سپاه اعراب مى گریخت به آسیابانى پناه بُرد . آسیابان در لباسهاى گرانبهاى او طمع کرد و در خواب او را غافلگیرانه کُشت .(۱۱۰) 

خوارج امام على (علیه السلام) را در سال چهلم هجرى ترور کرده و به شهادت رساندند . پیامبر (صلى الله علیه وآله) به وى فرموده بود : این امّت ، پس از من به تو خیانت خواهد کرد . 

معاویه ، تعداد زیادى از اصحاب امیر مؤمنان را با وسایل گوناگون ترور کرد .(۱۱۱) 

از نمونه هاى دیگر حوادث ترور و کشتن ناگهانى باید از ترور سعد بن عباده توسط خالد بن ولید و به دستور غاصبان خلافت نام بُرد و نیز از ترور ابوبکر توسط حزب قریشى و ترور عمر بن خطاب و ترور عبدالرحمن بن عوف و عبدالله بن مسعود و ابوذر و ابى بن کعب و مقداد بن اسود توسط عثمان بن عفان . 

و همچنین از ترور عمیر بن قیس کندى توسط ابن زیاد و آن هم پس از آنکه به وى امان داده بود .(۱۱۲) 

و از کشتار یازده هزار نفر از لشگریان سپاه ابن اشعث پس از جنگ دیر جماجم توسط حجّاج بن یوسف ثقفى که او نیز به آنها امان داده بود .(۱۱۳) 

و حیله و خیانت عبدالملک پادشاه اموى نسبت به عمرو بن سعید أشدق .(۱۱۴) 

و غدر و حیله عمرو عاص نسبت به محمّد بن حذیفه در سال ۳۶ هجرى . در این حیله عمرو عاص او را به توهّم انداخت که قصد بیعت با على (علیه السلام) را دارد و با او وعده جلسه اى در عریش ( واقع در سرزمین مصر ) گذاشت و هنگامى که محمد بن حذیفه به سوى عمرو آمد ، عمرو عاص با کمین ، او و سى نفر از یارانش را دستگیر کرد و کُشت .(۱۱۵) 

هنگامى که عمرو عاص همراه با معاویه بن حدیج ، محمد بن ابى بکر را کُشت و جسدش را آتش زد و سر بریده اش را به خانه عثمان در مدینه فرستاد ،امویان در مدینه اظهار شادى کردند و آن اوّلین سرى بود که در اسلام حمل شد . همان وقت ام حبیبه دختر ابوسفیان دستور داد تا گوسفندى بریان شده را نزد عایشه ببرند و به او بگویند : این برادر بریان شده توست . عایشه گفت : خداوند فرزند زن بدکاره را بکُشد(۱۱۶) و وقتى معاویه بن حدیج به مدینه آمد ، نائله(۱۱۷) زن عثمان رفت و پاى او را بوسید و گفت : به واسطه تو به خونخواهى ام از پسر خثعمیه ( یعنى محمد بن ابوبکر ) دست یافتم .(۱۱۸) 

موسى بن نصیر ( فاتح اسپانیا ) نیز در سال ۹۷ هجرى ترور شد .(۱۱۹) 

البتّه بیشتر کسانى که تروریست بوده اند خودشان هم عاقبت کشته شده اند . به عنوان مثال افراد خاندان حجّاج بن یوسف ثقفى ( جلاّد خون آشام عرب ) توسط سلیمان بن عبدالملک اموى شکنجه و قتل عام شدند .(۱۲۰) 


[۷۹] ـ الشّافى ، سید مرتضى علم الهُدى ، ج ۳، ص ۱۳۲ و اضواء على السّنه المحمدیّه ، محمود ابو ریّه ، ص ۳۸ . 

[۸۰] ـ سوره انفال ، آیه ۲۵ . 

[۸۱] ـ سوره آل عمران ، آیه ۱۴۴ . 

[۸۲] ـ بلاغات النّساء ، ابن طیفور ، ص ۱۲ و شرح نهج البلاغه ، ابن أبى الحدید معتزلى ، ج ۱۶ ، ص ۲۱۲ ـ ۲۱۳ والنّهایه فى غریب الحدیث ، ابن اثیر ، ج ۴ ، ص ۲۷۳ و مروج الذّهب ، مسعودى ، ج ۲ ، ص ۳۱۱ والشّافى ، سید مرتضى ، ج ۴ ، ص ۶۹ ـ ۷۲ و أمالى شیخ مفید ، ص ۸۴ . 

[۸۳] ـ تفسیر ابن کثیر ، ج ۱ ، ص ۶۴۳ . 

[۸۴] ـ صحیح بخارى ، ج ۴ ، ص ۴۶ . 

[۸۵] ـ البدء والتاریخ ، ج ۱ ، ۱۰۸ . 

[۸۶] ـ أنساب الأشراف ، ج ۵ ، ص ۲۳۳ . 

[۸۷] ـ العقد الفرید ، ج ۱ ، ص ۱۲۸ . 

[۸۸] ـ شرح نهج البلاغه ، ج ۱۰ ، ص ۲۱۱ . 

[۸۹] ـ نهج البلاغه ، خطبه ۲۰۰ . 

[۹۰] ـ نهج البلاغه ، خطبه ۲۰۰ . 

[۹۱] ـ سوره اعراف ، آیه ۱۳۸ . 

[۹۲] ـ نهایه الأرب ، ج ۶ ، ص ۳۱ . 

[۹۳] ـ بدن معتادان به مواد مخدّر تا مقدار معیّنى از این مواد را تحمّل مى کند امّا بدن افراد غیر معتاد قادر به تحمّل آن مقدار نیست و بسیار اتّفاق افتاده که خود اشخاص معتاد هم بر اثر افراط در مصرف مواد مخدّر جان باخته اند . 

[۹۴] ـ دائره المعارف بستانى ، پطرس البستانى ، ج ۱۰ ، ص ۶۸۰ . 

[۹۵] ـ معجم البلدان ، ج ۵ ، ص ۳۰۰ . 

[۹۶] ـ رساله التربیع والتدویر ، جاحظ ، ص ۴۸ . 

[۹۷] ـ کتاب العین ، خلیل بن احمد فراهیدى ، ج ۱ ، ص ۳۳۵ . 

[۹۸] ـ همان مصدر ، ج ۳ ، ص ۲۹۳ . 

[۹۹] ـ همان مصدر ، ج ۳ ، ص ۲۰۳ . 

[۱۰۰] ـ همان مصدر ، ج ۳ ، ص ۳۵۴ . 

[۱۰۱] ـ الصّحاح ، جوهرى ، ج ۴ ، ص ۳۶۲ . 

[۱۰۲] ـ مجمع البحرین ، ج ۲ ، ص ۹۴ . 

[۱۰۳] ـ صحیح البخارى ، ج ۶ ، ص ۸۳ . 

[۱۰۴] ـ العین ، فراهیدى ، ج ۳ ، ص ۲۰۰ . 

[۱۰۵] ـ براى اطّلاع از کشتار مردم به وسیله سمّ در عصر حاضر نگاه کنید به مقاله جامع و خواندنى و مفصّل آقاى سید احمد میرزایى در ضمیمه روزنامه اطلاعات تحت عنوان ( تروریسم غیر متعارف ) که به تفصیل انواع سموم و مواد خطرناک شیمیائى را با جداول علمى و میزان تأثیر و . . . معرفى کرده است. ضمیمه روزنامه اطلاعات مورّخ یکشنبه دوّم مرداد ماه ۷۹ و ۲۴ شماره قبل از آن . 

[۱۰۶] ـ تاریخ الیعقوبى ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ . 

[۱۰۷] ـ العین ، فراهیدى ، ج ۸ ، ص ۱۸۴ . 

[۱۰۸] ـ لسان العرب ، ابن منظور ، ج ۳ ، ص ۲۳۳ . 

[۱۰۹] ـ تاریخ ابن خلدون ، ج ۳ ، ص ۳۲۷ . 

[۱۱۰] ـ تاریخ ابن الأثیر ، ج ۳ ، ص ۱۱۹ ـ ۱۲۳ . 

[۱۱۱] ـ العقد الفرید ، ج ۳ ، ص ۲۳۴ . 

[۱۱۲] ـ تاریخ الطّبرى ، ج ۵ ، ص ۲۶۳ ، ۲۶۴ . 

[۱۱۳] ـ تاریخ الطّبرى ، ج ۶ ، ص ۳۲۲ ـ ۳۵۹ . 

[۱۱۴] ـ الکامل فى التاریخ ، ج ۴ ، ص ۲۹۷ . 

[۱۱۵] ـ تاریخ ابن الأثیر ، ج ۳ ، ص ۲۶۷ ، تاریخ الطّبرى ، ج ۴ ، ص ۵۴۶ . 

[۱۱۶] ـ تذکره خواص الأمّه ، ص ۱۴۴ و التمهید والبیان ، ص ۲۰۹ .( مادر عمرو عاص از زنان بدکاره زمان جاهلیت بود ) . 

[۱۱۷] ـ معاویه بن حدیج یهودى و نائله نصرانى بود . الکامل فى التاریخ ، ج ۳ ، ص ۳۵۷ . 

[۱۱۸] ـ مروج الذّهب ، ج ۱ ، ص ۴۰۶ و الولاه ، کندى ، ص ۳۰ ـ ۳۱ و تاریخ ابن الأثیر ، ج ۳ ، ص ۳۵۷ . 

[۱۱۹] ـ تاریخ ابن الأثیر ، ج ۵ ، ص ۲۲ . 

[۱۲۰] ـ تاریخ ابن الأثیر ، ج ۴ ، ص ۵۸۸ و تاریخ الطبرى ، ج ۶ ، ص ۵۰۶ . 

حجّاج به زندانیان خود آرد آمیخته با خاکستر مى خوراند ( محاضرات الأدباء ، ج ۳ ، ص ۱۹۵ ) و از نمونه هاى ستم این سفاکان آنکه : منصور عبّاسى میخ در چشمهاى زندانیان مى کوبید یا آنها را زنده زنده و پس از شکنجه در دیوارها دفن مى کرد ( تاریخ الیعقوبى ، ج ۲ ، ص ۳۸ ) و یا آنکه خانه را روى سر مخالفین خود خراب مى کرد ( تاریخ الطبرى ، ج ۸ ، ص ۷ ـ ۹ و العیون والحدائق ، ج ۳ ، ص ت۲۲۷ ) و متوکّل عبّاسى قبر صالحین را نبش مى کرد ( مقاتل الطّالبین ، ص ۵۹۷ و تاریخ الخلفاء ، ص ۳۴۷ و تاریخ الطبرى ، ج ۹ ، ص ۸۵ و فوات الوفات ، ج ۱ ، ص ۲۰۳ ) . 

در حالیکه مردم در زمان عباسى ها به قتل مى رسیدند ، تعداد عبّاسى ها رو به افزایش بود چنانچه در سال ۲۰۰ هجرى تعداد عبّاسى ها به سى و سه هزار نفر مى رسید ( مروج الذّهب ، ج ۲ ، ص ۳۴۷ و العیون والحدائق ، ج ۳ ، ص ۳۵۱ .) . 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

کتاب و مقاله
شناختی اجمالی نسبت به حجر بن عدی

جهت چاپ PRINT و یا دریافت به صورت PDF این مطلب کلیک کنید شناخت اجمالى یکى از قبایلى که در کوفه مى زیست کنده بود.حجر را به سبب آن که از این قبیله بود.حجربن عدى کندى مى گفتند. چون اهل خیر مى گذاشت ،به حجر الخیر نیز معروف بود. پیش …

کتاب و مقاله
مرد غیرتمند ایرانی (سیری در زندگانی ابولؤلؤ)

جهت چاپ PRINT و یا دریافت به صورت PDF این مطلب کلیک کنید مرد غیرتمند ایرانی (سیری در زندگانی ابولؤلؤ) عناوین اصلی کتاب شامل: مقدّمه:؛ فرحه الزهرا سلام الله علیها؛ فصل اول؛ روایات در باب تبرّی و بیزاری از دشمنان اهل بیت علیهم السّلام؛ فصل دوم؛ عظمت و شناخت ابولؤلؤ …

کتاب و مقاله
به مناسبت فرارسیدن نیمه شعبان

جهت چاپ PRINT و یا دریافت به صورت PDF این مطلب کلیک کنید به مناسبت فرارسیدن نیمه شعبان     بار دیگر، چرخ گردون در گردش خویش به نیمه ی شعبان معظّم رسیده است؛ ایّام میلاد فرخنده ی مولای هستی و امام عصر عجَّل الله فرجه ؛ روزهای بزرگداشت عظمت …