متن مجری
متن مجری ۱
بسمه تعالی
السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)
خیر مقدم
اول
حضار محترم و سروران گرامی:
مقدمتان را به میعادگاه مشتاقان ظهور خورشید چشم براهان خوش آمد می گوئیم و در حاله ای از شور و شوق و شعف و قلبهائی لبریز از نور انتظار مولا، حضورتان را در جمع موالیان و محبان عترت پاک پیامبر به دیده منت میداریم.
در جشنی که برای زنده کردن یاد او بر پاست با ما به شادی بنشینید.
دوم
در آستانه ی نیمه ی ماه شعبان و در خجسته زاد روز یگانه منجی بشریت حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه شریف، حضورتان را در جمع موالیان و محبان عترت پاک پیامبر صلی الله علیه و آله به دیده ی منت می گذاریم.
طلیعه
اول
السلام علی ربیع الانام و نضره الایّام
سلام بر تو ای پرتو شب قدر
نسیم رحمت و مهر
جلوه ی جلال و جمال
سلام بر تو ای منجی، ای مصلح
فریاد عدالت بسته در زنجیر
چشمه ی جوشان حقیقت و حلم
سلام بر تو ای فرزند پیامبر…
طائر قدسی، تفسیر آیات نور، پیشوای موعود
دوستت می دارم از درون زوایای تاریک قلب و روح،
از میان شراره های آتشی که در سینه ام افکنده ای
مولای من… سرورمن…
ای بزرگی، که پایان بخش رسالت محمد و احیاگر حق علی و فاطمه ای، ای امامی که در وقار و جود چون حسن، در شجاعت چون حسین، در زهد چون سجاد، و در علم چون باقری،و در راستی چون صادق، در عفو چون کاظم، در احتجاج چون رضا،در تقوی چون تقی، در پاکیزگی چون نقی، و در ابهت چون پدر بزرگوارتان عسکری هستید،
مولای من….
شب هجران طولانی شده، تیغ فراق جانم را خلیده است، این شام تیره ام را به طلوع پاکت روشنی بخش و کلبه ی سردم را به یمن قدومت گرما ده.
دوم
نیمه ی شعبان عید منتظران و چشم براهان است.
نیمه ی شعبان روزی است که در آن ندای خوش الحان رهائی و دورنمای منتظر زیبائی، یکرنگی، جان را به هیجان می آورد.
نیمه ی شعبان روزی است که منتظران راستین مولودش، شادمانیها و جشنها بر پا می کنند، شادند چرا که تولد امامشان است و جشن می گیرند، چرا که میلاد عدالت است…
سوم
در طلوع این سپیده ی سعادت،
که صبا حدیث شکوفائیت را ترانه می کند،
غم هجران تو را با که باید گفت؟
ای گل،
ای طراوت هستی…
لبخندهای شوقمان با قطره های اشک که قصه گوی فراق توست در هم می آمیزد و دل را به امید پگاه حضورت خوش می دارد.
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را
آرزو داریم، سعادت آن یابیم که روزی مولایمان بیاید و بر منبر پیامبر بنشیند و ما با صد شور و عشق و امید، گوش جانمان را از کلمات خدائیش پر کنیم، و چندان دور نیست… او خواهد آمد
امید که ما نیز فیض حضورش را در ک کنیم
چهارم
عزیزان و همدلان
وعده الهی نزدیک است، گاه گاه تلاش است و زمان زمان حرکت.
باید که چون چشمه جوشیدن و چون موج خروشیدن و در این دوران غیبت بی تردید به انجام وظیفه رسیدن، چرا که در افق تاریک جهل و عناد، در پشت ابرهای تیره ی ظلم و فساد و در فرا سوی بیابان کفر و الحاد، برقی می درخشد که جان را امیدوار می کند .
خورشیدی است که سر بر آورده است و می رود تا جهانی را روشن کند.
مولودی است مبارک که به یمن قدومش جهانی گلستان خواهد شد و بر صفحه کلام حک شده است که:
دافع عسر و حرج می رسد، انشاء الله
یعنی آن ختم حجج می رسد، انشاء الله
مژده بر منتظر مهدی زهرا بدهید
عنقریب عصر فرج می رسد، انشاء الله
پنجم
چشم های انتظار،بی تابانه در حدقه های غربت چرخیدند
و بر زبانم سبزترین نام ها مترنم شد، که نام توست ای مهدی
ناگهان رایحه ی روحبخش و دل انگیز آسمانی به مشام رسید و غنچه هائی در درونی ترین و عمیق ترین لایه های وجودمان شکوفید،… غنچه هائی از صبر و امید!
پس زنگار از دل شمشیر انتظار بزدائیم برای روز حادثه
نام یاد تو کلید گشایش درهای ستبر و استوار قلبهای ماست که به ضرب هزاران شمشیر به تسخیر در نمی آید.
ششم
ای عزیز سفر کرده، ای سرور، ای مولد،
جهان امروز بیابانی را ماند تیره و تار
که در دل این بیابان در عمق این ظلمت و در فقر این سیاهی حصاری کشیده اند از دام شیطان، و ایادی شیطان مأمورند به راندن شیعیان تو بدین دام
یابن الحسن(عج)، یا صاحب الزمان، در ابن میان، چشمان وحشتزده ی یارانت جانهای به حلقوم رسیده ی شیعیانت و دلهای لرزان محبانت، تنها به یک نقطه امید دارند
و میدانی که این نقطه ی امید توئی!
پس ای آخرین امید، مباد که دستِ دلدادگانت از دامان تو کوتاه بماند،
ای دستگیر واماندگان، ای دلگرمی بی پناهان، ای مأوای بال و پر شکستگان، ای چراغ راه گمگشتگان، ای زینت عرش الهی، ای افتخار آل طه، ای منتقم آل رسول، ای پور زهرای بتول(س)، و ای آخرین از آل یاسین.
مگذار که دَدانِ جهل و گمراهی بر شیعیانت، اگر چه نالایقند فائق آیند
بر خیز، برخیز، و صفحه ی دین را از زنگار کوته اندیشی جاهلان و نیرنگِ دشمنان پاک کن و پایه ی سست شده ی دین را استوار و پا بر جا ساز، ای همه ی دین ما، ای همه ی ایمان ما، ای همه ی عشق و علاقه ی ما، و ای همه کَس ما بیکسان،
بیا که کودکان ما به گل نوجوانی شکفته اند، جوانان ما راهِ پیری را پیش گرفته اند، بسیاری از سالخوردگان ما رفتند، و صد افسوس که تو را ندیدند.
ای مهدی، حسرتِ یک لحظه ی دیدار، دلهای شیفتگانت را گداخت و امید وصل تو جانهای به لب رسیده را به نسیم لطف بنواخت، گوشها منتظر انتشار سرود ظفر و چشمها در اشتیاق دیدار رهبر، نَفَسها در سینه حبس و تو ای حبیب، همچنان در پس پرده ی غیبت، نهانی و نمی دانیم تا کی، آخر تا کی در پس این حجاب میمانی، ای یوسف زهرا(س)، ای طاووس اهل جنت، ای سفیر حق و ای بلندایِ برج ولایت را، اختر:
بیا بیا که سوختم ز هجر روی ماه تو
بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو
تمام عمر دوختم دو چشم خود براه تو
به این امید زنده ام که گردم از سپاه تو
متن مجری ۲
بسمه تعالی
السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)
متن مجری نیمه شعبان
پخش قرآن
متن مجری ۱
این کلمات تو بود. این خط و نشان تو بود که چشمان احساسم را خیره می کرد.
نوشته بودی آنگاه که دلتنگ ما شدی، وقتی سراغ ما را در دل جستی، آن زمان که دستان بی رحم بغض گلویت را فشرد و هر هنگام پاکی احساست، ما را طلب کرد دسته ای یاس بردار و ببوی واز حریر گل برگ هایش، قامت ساقه هایش و دفتر برگ هایش بخوان نام ما را .
بخوان نام ما را از یاس
(سلام علی آل یس)
پخش زیارت آل یس
متن مجری۲
مثل هر بار برای تو نوشتم:
دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟
و ای کاش که این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد،
” همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ … تو کجایی؟ تو کجایی…”
و تو انگار به قلبم بنویسی :
که چرا هیچ نگویند
مگر این رهبر دل سوز، طرفدار ندارد، که غریب است؟
و عجیب است، که پس از قرن و هزاره
هنوزم که هنوز است
دو چشمش، به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش
زیاد است، که گویند
به اندازه یک «بدر» علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق، ولی او سپهش یار ندارد!
تو خودت ! مدعی دوستی و مهر شدیدی!
که به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی، تو کجایی؟
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟»
تو کجایی؟
باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت،
ز هدایت، ز محبت،
ز غمخوارگی و مهر وعطوفت
تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟
چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه کسی راه به روی تو گشوده؟
چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد،
چه زمان ها که تو غافل شدی و یاربه قلب تو نظر کرد…
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی کجایی!؟
و ای کاش بیایی!
سلام و خیر مقدم بنده را پذیرا باشید تبریک عرض می کنم میلاد میوه ی دل طاهره ی بتول را خدمت شما بزرگواران . قدم رنجه فرمودید امیدوارم در ساعاتی که در خدمتتون هستیم بتونیم عرض ارادتی خدمت حضرت بقیه اللّه الاعظم داشته باشیم.
متن مجری۳
برخیز که میر کاروان می آید آن قافله سالار جهان می آید
در خانه ی عسکری ز نرجس خاتون هان مهدی صاحب الزّمان می آید
متن ۴
آمد آن صبح درخشانی که من میخواستم روشنی بخش دل و جانی که من میخواستم
از نسیم جان فزای گلشن آل رسول بشکفد گلهای بستانی که من می خواستم
از بهارستان عشق و گلشن آل علی آمد آن سرو خرامانی که من میخواستم
سر به زانوی ندامت می زنم در پای دوست تا رسد دستم به دامانی که من میخواستم
متن ۵
مهدی جان گفته اند که تا تو آیی، جهان پر از عدل وداد خواهد شد، زمین تمام برکاتش را ارزانی خواهد داشت ،گرگ و میش از یک آبخور آب خواهند نوشید، اما به خدا که من و ما تو را نه برای اینها بلکه برای این می خواهیم که این خواسته ی تو و خدای توست.
متن ۶
رفته ای و باز آ
تا که غنچه ها وا شوند
تا که گل خزان شود
رفته ای و باز آ
تا که سرو قد خم کند
اشکها بر گونه ها شبنم شود
رفته ای و باز آ
ای خوبترین خوبها
چشم ها منتظرند
متن ۷
ای که باشد ز شرف، عرش الهی، حرمت
قاف تا قاف جهان ،سایه نشین علمت
ریزه خوارند همه ی خلق، زخوان کرمت
ای شه کشور جان !جان به لب آمد زغمت
چه شود بر سر ما رنجه نمایی قدمت؟
متن ۸
برخیز که منجی جهان می آید
آن حجت حق امیر جان می آید
شد دامن نرگس از گلستان حسن
گل ریز که صاحب الزمان می آید
متن ۹
به به نرجس خاتون پسر آورده (بزنید به افتخار این بانو)
مبارک است بانو، شنیده ام به لطف خدا مادر شده ای و برای حسن-علیه السلام- پسرآورده ای! چشمانت روشن ، قدومش مبارک باد
چشمان زهرای بتول روشن
چشمان زینب کبری روشن
که منتقم خون حسین آمده است
متن ۱۰
خداوندا!
ما مدعیان دروغ زن انتظاریم، حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم ،اما، به اندازه ی ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم، الفبای انتظار را به ما بیاموز و لذت انتظار را به ما بچشان.
خدایا!
اگر بناست آن محبوب آسمانی را فقط چشم های پاک ببیند ، آلودگان و تردامنان سر به شانه ی که ندارند؟
خدایا!
هم دردی، همراهی، هم نفسی، به ستوه آمده ایم از این همه بی کسی…
دعای فرج
بدون دیدگاه